|
|
|
|
|
به در خواست شما دوستان که داستان میخواستید به روی چشم اینم اولین داستانم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ میدونید اصلا لب دادن از کجا شروع شد خوب اونایی که میدونن هیچی اونایی که نمیدونن بخونند در زمان های خیلی دور و قدیم تو یه شهر کوچیک تو یه گوشه ایی از این دنیا یه زن شوهر بودن که خیلی با هم خوب بودن این دوتا خیلی هم دیگرو دوست داشتن شغل این زن شوهر نخ ریسی بوده اينا زندگيشونو ميكردند تا اينكه يه روز يه اتفاقي افتاد به نظر شما چه اتفاقي ميتونه باشه ؟؟؟؟؟؟؟ همين اتفاق كوچيك لب بوسيدن ولذتشو اختراع ميكنه يعني همين زن شوهر ابداع كنندش بودند خوب ميگفتيم يه تيكه نخ از همون دستگاه نخ ريسي اونا جدا ميشه و ميفته اسمه اون مرد كه آلبرت بوده به خانمش كه اسمش جوليا بوده ميگه جوليا اون سر نخو بده به من جوليا هم كه دستاش مثل آلبرت بسته بوده با لباش نخو بر ميداره ميده به لباي آلبرت و اينجا بوده كه لذتش كشف ميشه من موندم در اون لحظه اون نخه چي ميشه اون وسط خلاصه مهم اين بودش كه لذتش كشف شدش
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 0:51 توسط در به در کوجه ها
|
|
||